آرشیداآرشیدا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

آرشیدا جون

تغییرات نی نی وبلاگ

سلام گل دختر مهربون این چند وقت با اینکه هرروز به وبت سر می زدم اما چون قالب نی نی وبلاگ تغییر کرده نمیتونستم مطلب بذارم تا امروز که اتفاقی وارد پنل مدیریت شدم خلاصه تغییرات هم دردسری شده عکس های زیادی مونده که بذارم اما همش توی گوشی بابایی هست. دخترم توی ماه گذشته رفتی دندونپزشکی و واسه جلوگیری از پوسیدگی دندون،فلورایدتراپی انجام دادی. خیلی خانم رفتار کردی دخترم. طوری که حتی خانم دکترت گفت باتوجه به سن کمش اصلا این همه انتظار همکاری نداشتم. خلاصه کلی ما رو، روسفید کردی در ضمن توی این ماه واست تولد هم مجدد گرفتیم با حضور باباجون و مامان جونها ودایی جونها اینم عکس شب یلدا خونه باباجون و در کنار زینب گلی دوست داشتنی &nbs...
4 بهمن 1396

تولدت مبارک عزیز دل

تولدت مبارک گل خونه 36 ماهگی ات مبارک. 3 سال شده که حضور ت به زندگیمون گرما و عشق بخشیده. خدایا مگر نعمتی بهتر از فرزند هم داریم... خاصه اگه فرزند یه دختر مهربون مثل آرشیدا جونم باشه (البته الان دیگه خیلی شیطونی و حسابی پوست منو و بابایی رو می کنی با شیطنت های فراوانت) امیدوارم همیشه تنت سالم و دلت شاد باشه دخترکم. برات آرزوی بهترین ها و لطف خدا رو دارم. ...
28 آذر 1396

عکس های سفر آرشیدایی

سلام گل دختر الوعده وفا قول داده بودم عکس های سفرمون رو بذارم.اینقدر این روزا عاقلانه رفتار می کنی که شک می کنم هنوز سه سالت نشده.البته این جهش عاطفی و فهمی مختص همه بچه های این دوره است اما خوب شما یه فرشته زمینی هستی واسه من که تموم کارات و حرفات واسم جذاب و جالبه. الانم کنار نشستی و همش میگی بذار عکسامو دیگه... اولین عکس مربوط میشه به سفرمون به نوزاد و زرشک چینی توی حیاط و حباب بازی با مهدیه جون روز قبل تاسوعا گفتی بریم هیئت و قبل رسیدن به هیئت ها گفتی بیا کنار این گلها ازم عکس بگیر. خانه بازی زابل روز اول سفرمون توی حرم آقا امام رضا. میدان تکسیم استانبول. چقدر از دانه دادن به کبوتره...
14 آبان 1396

دختر چراغ خونه

سلام گلم اینقدر این روزا خوب و مهربون شدی که دیگه در مخیله من نمی گنجه. گاهی خودم  از این همه حجم مهربونی و گذشت و فهمت، ترس برمیدارم. دوست ندارم این اخلاقت باعث بشه جلوی هرکسی کوتاه بیای. امیدوارم بتونم به بهترین شکل تربیتت کنم و عزت نفست رو بالا ببرم. این ماه خیلی سفر و خوش گذرونی داشتیم.تازه دیروز رسیدیم خونه و انشاالله سر فرصت عکس و شرح سفر هم می ذارم. همه می گفتن آرشیدا رو باخودتون نبرین اما من گفتم امکان نداره و خداروشکر هم به ما و هم به بقیه ثابت شد تو تنها اذیتی نداری بلکه مایه آرامش و خوش گذرونی بیشتر واسه من و بابایی هستی. عاشقتم. ...
1 آبان 1396

عکس های سفر به شمال آرشیدا جون

عزیزدل سلام قول داده بودم عکس های سفر رو بذارم. این اولین سفر دختر به شمال بود که کلی کیف کرد و آبی بازی کرد. هنوز که هنوزه میگه مامان یادته رفتیم توی دریا شنا و آب بازی کردیم، با شن ها بازی کردیم... و من با ذوق میگم بله عزیزم یادمه و تو اون لحظه سکوت می کنی و می ری توی فکر با لبخند روی لبت و من می دونم داری به خاطراتت فکر می کنی.الهی قربونت برم بریم سراغ عکس ها: توی راه مسجد بین راهی طبس جمکران   ناهار توی مسیر راه رودبار همش میگفتی مامان این فرفره ها چه خوشکلن. و ما کلی مغازه باهم رفتیم تا شما همه رو ببینی که باد باعث چرخششون می شد. فدای اون خنده ات بشم من وسایل بازی محل اسکان مون ت...
28 شهريور 1396

دلم دیونه توست آرشیدا گلی

دو چشم نرگست ، بتخانه دارد  هزاران شاعر دیوانه دارد  نمیدانم نگارم .... کفر گفتم؟  خدا در چشم تو میخانه دارد پریشان کن طناب زلف هایت دلم امشب خیال شانه دارد نه تنها عارف چشم تو حافظ  که سعدی هم دلی دیوانه دارد  زبان تو به مولانا شبیه است  که او هم بر لبانت خانه دارد  به نام چشمهایت تازه کردیم  دلی را که بتی مستانه دارد  به روی سینه های یاس گونت  دل شهری سر پروانه دارد دخترک نازم ببخش که فرصت زیادی برای وبلاگ ندارم. این چند وقت خیلی درگیر کلاس بودم و انشاالله یه سفر شمال هم در پیش داریم.فقط می تونم بگ خدارو هزار بار شکر می کنم بخاطر داشتنت واسه تموم مهربونی ها و محب...
23 مرداد 1396

آرشیدا جون و مهربونی هاش

سلام گل من. از همون اول همه می گفتن آرشیدا جون خیلی مهربونه. اما الان که خداروشکر کامل صحبت می کنی و رفتارت بزرگانه تر شده، اثبات شد به من و همه. روزی هزار بار خداروشکر می کنم اسه داشتن فرشته ای مثل شما. وقتی صدات می زنم، خیلی با احساس می گی: جونم، یا جان یا بله مامانم.... وای خدا می خوام اون موقع قورت بدمت. یا ازشما می خوام واسم کاری انجام بدی یا کمکم کنی که میگی: چشم حتما مامانم... وقتی یه کوچولو ناراحت یا بی حوصله هستم سریع میای میگی مامان چرا ناراحتی؟ من اگه کنارت باشم حالت بهتر نمیشه؟ و بعد من از شدت هیجان و خوشحالی میگم: باتو همیشه حالم خوبه عزیزدلم. یه روز سرم درد می کرد و شما گفتی: مامان بیا برو روی تخت استراحت کن تا دردت دو...
28 تير 1396
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرشیدا جون می باشد